با بچگی هایم پیر کردم....
به موی سپیدت مرا ببخش....
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:37
قدیما رقابت عشقی نهایت بین ۳ نفر بود !
الان باید با کل افراد وی چت و فیس بوک و یاهو و گوگل پلاس و همکلاسی های دانشگاه طرف
و همکاراش و فامیلاش و در و همسایه و ولگردای تو خیابون رقابت کنی !!
شنیدم قراره یکی از رشته های المپیک بشه
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:28
منبع: IESE insight
در سال 1985، وقتی شرکت کینگدائو جنرال، تکنولوژی شرکت لوازم خانگی آلمانی
لیبهر را به کارخانه یخچالسازی خود معرفی کرد، خیلی سخت میشد پیشبینی
کرد که این شرکت چینی در دهههای آینده با نام حایر به موفقیتی چشمگیر دست
پیدا خواهد کرد.
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:16
گویی بی سوادی که از خواندن
خط تو در مانده ام و
خارو خاشاک وبید لرزان اراده ام
بی رمق کرده مرا ...
در رهت افتاده ام
بیم دارم از سختی راه وگریزانم و
توانم نیست ونامید...
پایان این شب سیه نیست سپید...
گویی برای من
پنبه به گوشم از
صدای به پا خیز ٬به پا خیز تو
واسیرم در قفس تن
پر و بالم بسته شد و
ازین زندان گشته ام ریش
کاش شعله ور گردد جانم و
«باز جویم اصل خویش»![]()
![]()
شاعر:سرام
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:06
از تن ها فاصله می گیرم و به اشیاء می پیوندم، چشمانم سبز می شود، وه ... که چه زیباست منظره پیش چشمانم! با لبخندی ملیح حاکی از رضایت لحظه ای، چشمانم را می بندم و نفس می کشم. هوای سرد صبحگاهی را حریصانه به ریه های بی رمقم فرو می دهم، ذهنم را از تمام اندیشه های پرتشویش تهی می کنم و تنها دمی به نفس کشیدن می اندیشم، چه خنکایی دارد، آرام چشم می گشایم و در امتداد چمنزار پیش می روم، می روم و می روم ...
کمی آن طرف تر دره ای زیبا چشم جانم را می نوازد و چه حریص می شوم و ابلیس اندیش!!! هوس می کنم با گامی فراتر به ّآغوش مرگ بشتابم و تمام زیبایی ها را لمس کنم، به آسمان می نگرم و حیران می گویم: خداوندا ... دره ی زیبای تو نیز می تواند بستر مرگ باشد!!!
آرام و بی هدف قدم به سوی شگفتی ها می گذارم، پله های سنگی مارپیچ پر از راز و شگفتی، گویی آلیس پا را به سرزمین عجایب نهاده ... صدای گنجشک ها و نغمه سرایی پرندگان، اندیشه ام را خنک می کند، با دستانم طراوت برگهای درختان سربه فلک کشیده را لمس می کنم، اینجا پائیز و تابستان دست به دست هم داده اند و فصلی تازه در تقویم طبیعت خلق کرده اند. رنگ آمیزی طبیعت خیال چشمانم را نوازش می کند، هیس ... گوش کن .... صدای زمزمه آب است؟؟؟ آری ... و چه گوش نواز است موسیقی الهی طبیعت، چقدر زیباست چیدمان تابلوی هفت هزار رنگ خلقت خداوندی!!! نمی دانم چه در انتظارم است، پا را قدری آن سوتر می گذارم و ناگهان در زمین فرو می روم، دستانم را به تخته سنگی محکم می گیرم و خودم را بالا می کشم، آری باتلاقی خود را در زیر طراوت نیلوفرهای آبی مدفون کرده !!!
آنگاه که از چنگال هوشدار مرگ می گریزم پا را به سطحی هموار می گذارم، دستانم را باز می کنم و کودکانه چرخ می زنم، بلند و رسا قهقهه می زنم، قدری خدا را در آغوش می گیرم، نفس می کشم و ناگهان سکوتی تمام تنم را فرا می گیرد، رو به آسمان می کنم و می گویم: خداوندا بیا قدری باهم راه برویم، نگاه کن ... اینجا زمین توست اما به گمان من اینجا تکه ای دور افتاده از بهشت موعود توست، بنگر که چه زیبا و بکر مانده ... فقط کافیست حرص و آز اشرف مخلوقاتت دامن اینجا را نیز بگیرد .... آنگاه اینجا می شود آن سوی سکه، می شود جهنم موعود!!!
سرعین ... پنجشنبه زیبا
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:55
اما پایان مهربانی نیست
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:46
من دختر حساسییم...خیلی زیاد ... همه اش برای خودم درد میخرم ...کوچکترین حرفها میتونه منو به عرش برسونه از شادی و یا برعکس ...ی همچین حسی داشته باشم ک انگار تنها راه چاره مرگه !
اینو درک میکنم ک همه وظیفه ندارن ک شرایط منو و حساسیت هام رو درک کنن ...
پس باید خیلی رو خودم کار کنم ...انرژی بیشتری بزرام ..اما از اینکه همیشه باید درک کنم متنفرم .
دلم میخواد یکی سنگ صبورم شه ..اما مشکل اینجاس ک دیگه حوصله ی حرف زدن در مورد دغدغه هام رو ندارم ...ی جایی از زندگ یایستادم ک فقط میخوام یکی کنارم بشینه تا با هم ی چای بنوشیم ...ی چند ساعتی رو کنار هم حتی اگه شده بدون حرف بشینیم ...حتی اگه اشکی تو چشمهامون جمع شد ...حرفی نباشه ...یا حتی برعکس ...اگه ی لبخند گل و گشاد نشست رو لبمون ...اون یکی فقط با ی لبخند همراهی کنه !
دلم غیر از این هیچی نمیخواد ...تمام جونم خالی از هر حسیه .اما این به این معنی نیست ک من الان عین افسرده ها ی گوشه تمرگیده ام .خیالتون راحت :)))
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:28
عکسهایی از بقیع قبل از خراب کردن قبور ائمه






برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:27
از همون روزای اول وب برام بدبختی آورد ای کاش نمی اومدم ولی اس کاش
خوبی و بدی دیدید حلالم کنید شاید اومدم نظر ها رو تایید کردم همین
از همتون بابت همه ی کارام معذرت می خوام
از یه نفر هم معذرت می خوام فقط منو ببخششه همین و اینم یادش بمونه که هیچ کس به اندازه من دوسش نداره تو این دنیای نامرد.
حلالم کنید.
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:04
مسابقه حفظ حدیث
برای شرکت در مسابقه احادیث ، به احادیث موجود در نمایشگاه یا به وبلاگ بسیج دانشجویی مراجعه فرمایید.
به سه نفر از کسانی که 14حدیث از احادیث را حفظ کنند جوایزی اهدا خواهد شد.
شرح مسابقه :
شرکت کنندگان باید توانایی بیان احادیث را در روز جشن داشته باشند.
جوایز:
نفر اول : 70 هزار تومان
نفر دوم : 50 هزار تومان
نفر سوم :30 هزار تومان
زمان جشن : سه شنبه 30/7/92 از ساعت10- 12
آدرس وبلاگ : basij-shmi.blogfa.com
کاری از بسیج دانشجویی دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی
احادیث مسابقه:
هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمومنین خوانده شود.هشدار که پس از من امارت مومنان بر کسی جز او روا نباشد. ( خطبه غدیر)
حدیث قدسی : ولایت علی بن ابی طالب دژ من است هر کس که به این دژ درآید از عذابم ایمن است اگر مردمان همه بر ولایت علی گرد می امدند دوزخ را نمی افریدند (ارشاد القلوب)
دوستی تو ایمان و دشمنی تو نفاق است و اول کسی که وارد بهشت می شود دوست دار توستو اول کسی که وارد دوزخ می گردد دشمن توست.
پیامبر (ص) : حلقه در بهشت از یاقوت سرخ است بر صفحه ای از طلا پس چون حلقه برروی صفحه طلا زده می شود به صدا در میاید و می گوید یا علی.
به درستی که خداوند تعالی به هر رکنی از ارکان عرشش هفتاد هزار ملک قرار داده که عبادت وتسبیحی جز دعا برای علی و شیعیان او و لعن دشمنان او ندارد .
خداوند هر کس را اراده کرد که هدایت کند ولایت علی را به او نشان می دهد و هر کس را که اراده کرد که هدایت را از قلب او محو کند معرفت و شناخت علی را از او محو می کند.
علی امام نورانی و نیزه بلند خرد و باب بزرگ خداوند است پس هرکس اراده خدا را دارد باید از این در داخل شود.
حق علی (ع) بر مسلمین مانند حق پدر بر فرزندش است
ای علی به من دروغ می گوید کسی که می گوید : "ای رسول خدا دوستت دارم " اما تورا دوست ندارد.
هر کس بر محبت ال محمد بمیرد شهید مرده و هرکس بر بغض ال محمد بمیرد بر مرگ جاهلیت مرده است.
علی بهترین خلق است هر کس سر باز زند کافر است.
هرکس فضیلتی از فضائل علی را یاد کند در حالی به ان مصر باشد خداوند گناهان گذشته و اینده اش را می امرزد
اگر کسی مسلمان است و برتریهای علی بن ابی طالب و فرزندانش راباور نمی کند وای بر او ... چنین کسی در اخرت هرگز طعم شفاعت من را نخواهد چشید.
حضرت زهرا (س): همانا سعادتمند کامل و حقیقی کسی است که امام علی را در حیات و بعد مرگش دوست بدارد
حضرت زهرا(س): خداوند پس از غدیر خم نسبت به سر باززدناز ولایت امیرالمومنان برای کسی دستاویزی قرار نداده است و بهانه ای به جا نگذاشته است
حضرت علی (ع) : من از ادم برترم چون او از گندم در بهشت منع شد اما خورد و گندم بر من مباح بود اما ان را بین مردم تقسیم کردم و خود جو خوردم . من از نوح برترم چون به خاطر عدم پیروی قومش را نفرین کرد ولی بعد از پیامبر مردم در حق من ظلم کردند به طوری که خار در چشم و استخوتن در گلو داشتم و صبر کردم و فرزند او کافر بود و فرزندان من سروران اهل بهشت هستند . من ازموسی برترم موسی چون به سوی فرعون می رفت گفت خداوندا من ترس دارم که به تنهایی به ان قوم برگردم اما چون پیامبر ایه ی برائت رابه من داد که بر بام کعبه بخوانم هیچ نترسیدم و به خدا توکل کردم.
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:47
شورای شهر لطفا پاسخگو باشید!!
شورای شهر قصرقند آیا خواب رفته اید؟؟تا کی باید منتظر شهردار باشیم؟؟
شهرداری قصرقند متاسفانه دچار دو قطبی شدیدی شده است،اگر چنانچه جامعه ای دچار دوقطبی شود و در مسیر ویرانی گام بردارد می طلبد که مردمش مسیر انقلاب و دگرگونی را در پیش گیرند،حال که جوّ شهرداری قصرقند متشنج شده،به گونه ای که سرپرست شهرداری و کارکانش برای هم کُری می خوانند و با هم درگیرند،این وظیفه ی شوراست که شهرداری را منقلب کند و از این حال و هوا برهاند،لیکن نیاز است که شورا هرچه سریع تر شهرداری انتخاب نماید که شهرقصرقند مخروبه و فضای شهرداری ویران شده را سر و سامان بخشد،اما متاسفانه هر پنج عضو شورای شهر این دوره بی تجربه و ناکارآمد هستند،بعید می دانم بتوانند شهرداری حاذق و توانمند روی کار آورند،بدبین نیستم بلکه کاملا واقع بینم!!
شورای شهر باید هرچه سریع تر شهردار مورد نظرش را انتخاب نماید دیگر بس است،شهرداری با سرپرستی نواز ملازهی،به حد کافی قصرقند را به اوج ویرانگی و تباهی رسانده است،تا کی شاهد سرپرستی این فرد بی کفایت باشیم؟؟
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:24
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:08
طریقه روانی کردن دخترا با دو حرکت:
ازشون عکس بگیرید
عکس رو بهشون نشون ندید!
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 14:52
تا حالا بارها و بارها به شدت ناراحتم کردی ، در حقم کار اشتباه و بد انجام دادی ، دلمو شکوندی ، و بدون حتی یک دهم معذرت خواهی دیشب من ، من در کوتاهترین و سریعترین زمان ممکن بخشیدمت. ولی دیشب برای هیچ کار خودم ، اونهمه معذرت خواهی کردم و سعی کردم از دلت دربیارم ، واکنشت اونجوری بود. فهمیدم که خیلی کینه هات بزرگ ، دلت کوچیک ، بخشش و گذشتت کم ، دیدت منفی و بسته هست ...
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 13:37
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 13:17
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 12:28
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 12:16
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 12:01
![]()
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 11:16

ما در جامعهای زندگی میکنیم که به دلایل مختلف والدین نمیتوانند، نمیخواهند یا نمیدانند چطور با کودکشان رفتار کنند.
در نتیجه بسیاری از کودکان امروزی نه تنها بیادب، مخرب و حرف گوش نکن میشوند، بلکه خود والدین نیز گرفتار دردسرهای آتی و حاصل از پیش نگرفتن تدابیر مناسب میشوند. برای اینکه شما هم چنان والدینی نباشید، برخی راهکارها و راهنماییهای پی آمده ممکن است سودمند باشد.
۱. ثابت قدم باشید. حرفتان را عوض نکنید. سست و ضعیف نباشید. اگر فرزندتان فکر کند که بعد از ده بار صدا کردن، میتواند بیاید و جوابتان را بدهد، هر دفعه باید ده بار صدایش کنید تا بیاید.
۲. مرزگذاری کنید. یک تحقیق در مدرسهای انجام شد که بدین قرار بود: وقتی زنگ تفریح زده میشد بچهها به حیاط میریختند و اطراف حیاط بازی میکردند و میخندیدند و بعد از زنگ تفریح به کلاس برمی گشتند. فردای آن روز حصارهای اطراف حیاط برداشته شد. تغییری که ایجاد شد چشمگیر بود. چون بچهها به مرکز حیاط آمده و با اضطراب و ناامنی و نه مثل همیشه در حیاط بازی میکردند. روز بعد که حصارها دوباره سر جایشان گذاشته شدند، دوباره بچهها با شادی و امنیت بازی میکردند.
بچهها ذاتاً نمیخواهند در دنیایی بدون مرز زندگی کنند. آنها دوست دارند والدینشان برایشان محدودیت و مرز بگذارند، از آنها محافظت کنند، به آنها غذا بدهند و بزرگشان کنند.
۳. در داخل مرزهای مناسب، بگذارید بچهها کارشان را بکنند. زیاد به آنها گیر ندهید. اغلب والدین دوست دارند که بچههایشان ورژن کوچکی از خودشان باشند. چنین توقعاتی معمولاً به ناامیدی ختم میشوند.
۴. رفتارهای مثبت را تشویق کنید. دنبال کارهای خوب بچه باشید و او را تحسین کنید. در هر فرصتی کارهای خوب او را تشویق کنید و از او تعریف کنید.
۵. شورش را بیشتر از اشتباهات سرزنش کنید. درست است که بعضی وقتها اشتباهات مکرر باید عواقب منفی داشته باشند، ولی در کل این رفتار بچه است که از همه مهمتر است و باید درست شکل بگیرد.
۶. هرگز نگذارید بچه یکی از والدین را به جان دیگری بیندازد. اگر مادر بچه به کاری نه بگوید و بچه بداند که پدرش اجازه آن کار را میدهد، حتماً انجامش خواهد داد و در خانه ناپایداری و هرج و مرج ایجاد میشود. باید به بچهها یاد داد که پدر و مادر هر دو قدرتی مساوی دارند و اگر یکی از آنها نه بگوید جواب قطعاً نه است. این قضیه در موقعیتهای طلاق سختتر میشود، ولی بخاطر بچهها والدین باید اختلافات را کنار بگذارند و با هم هماهنگ باشند.
۷. رفتاری که از بچه انتظار دارید را خودتان هم انجام دهید. بچه رفتارهای والدینشان را الگو قرار میدهند. اگر ببینند که شما دروغ میگویید، تقلب میکنید، فحش میدهید، دزدی میکنید یا حتی انتخابهای نادرستی در مورد سلامتی و سبک زندگیتان دارید، فکر میکنند که اشکالی ندارد آنها هم همان کار را بکنند. اگر شما و همسرتان دعواهایتان را با داد زدن حل کنید، آنها هم همین کار را خواهند کرد. شما باید آخرین و تنها الگوی بچههایتان باشید.
منبع: برترینها
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 21:23
اصلاح یا تغییر خط فارسی
مجتبی مینوی
کتابی که ده نه، بیست نه، سی سال از خودم بزرگتر است.دقیقا سی سال. البته کتاب به معنای حجمی در حد کتاب نیست. بلکه یک مقاله است که از طرف دانشگاه طهران به چاپ رسیده است. کتاب را برای دوستی که خود دانشجوی دکترای ادبیات هست، از کتابخانه گرفته بودم و حالا خودم هم وسوسه شدم تا نگاهی بهش بیندازم.
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:51
ما
خواهان آزادی قهرمانان ملی مان هستیم، کسانی که در برابر چیزی ایستادند که
هیچ کسی در برابر آن چیزها نمی ایستاد، قهرمانان های ما در احترام به
خواست ما در برابر قانون ایستادند، برای احترام به رأی مان در برابر رأی
اکثریت مردم هم ایستادند، نه با دستان پر، که با دست خالی ایستادگی کردند،
ایشان دستانی خالی شان را که حتی یک مدرک تقلب در آنها نبود را مشت کردند و
شعار where is my vote سر دادند،
و ما اکنون چیزی جز احترام به قهرمانان ملی مان نمی خواهیم، ما رفع حصر
کسانی را می خواهیم که کشور در اثر مبارزه ی جانانه شان به سخت ترین حصر
تحریمی تاریخ مبتلا شد، براستی اگر آن تحریم ها نبود کی دولت دوباره به
حامیان مذاکره می رسید، ما فراموش نمی کنیم که قهرمانان ما چقدر مظلومانه
از انگلیس و آمریکا یاری خواستند، حتی خانم هیلاری کلینتون هم که گزارش کمک
های دولت آمریکا را در کنگره ارائه می داد، گفت که ناچار شده اند کمک های
علنی را محدود کنند و اکنون که نسیم خوش مذاکره و دوستی با آمریکا وزیدن
گرفته، چقدر سخت است که دوستان آمریکا اینچنین در حصر اسیر باشند و ما بدون
ایشان آماده جشن دوستی با آمریکا باشیم. اگرچه قیام این قهرمانان نتوانست
به مرگ اصل ولایت فقیه منجر شود، لیکن همین که شعار مرگ بر ضدولایت فقیه را
با تردید مواجه کرد، همین که مرگ بر آمریکا دچار تشکیک شد، مرهون همت
ایشان و خاطرات خوش هنگام هاشمیست، لذا اکنون به پاس خون ها و آبروهایی که
پای قهرمان شدن این قهرمانان ریخته شد و تقریباً می رود که به ثمر برسد،
خواهان رفع حصر سران قهرمان فتنه ایم، تا همه با هم و در کنار هم شعار "نه
غزه، نه لبنان، درود بر آمریکا" را سر بدهیم.
این مطلب در عمارنامه و 8 دی منتشر شد.
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:59
بیچاره ماهی!!!؟
گمان کردم دل ندارد .تنهایی به کام اوست
وای وای وای ...
تنهایی چه کرده با او که این چنان مرگ را به کام خود میکشد.
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:44
همانا روز غدیر روز کمال، روز به خاک مالیدن بینی شیطان،روز قبولی اعمال شیعه ودوستان
آل محمد(ص) است واین روز، روز مژده، عید اکبر، روزی که دعا در آن به استجابت می رسد، روز واقعه
بسیار عظیم... و روز زدودن اندوه ها وروز بخشش از گنهکاران شیعیان امیر المومنین علی(ع) است.
" این روز بر تمامی مسلملنان مبارکباد"
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:30
گاهی دلتنگ میشویم و گاهی شاد
گاهی عاشق میشویم و گاهی متنفر
گاهی لبخند میزنیمو گاهی گریه
این همه احساس از کجاست؟میخواهم دلم را مداوا کنم که با یکی
از همین حس ها شکست اما پادزهر کجاست؟؟
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:09
یعنی فیزیکو از 10نمره به زور 5 بشم!
انگار تقصیر منه...
حالا من که خندیدم ولی این نمره هارو کی میخواد گردن بگیره؟!
+پارسال عجیب جوگیر بودم،ولی امسال برعکس اصلا حوصله اینکه خودمو دق بدم ندارم واقعا...
+همینجوری الکی:

برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 17:40
ایـن شــعرهـــا بـــرونــد بــه جــهنّم!!
مــن فقــط
دیــوانـه ی آن لحــظه ام
که قــــلبت
زیــــر ســـرم
دسـت و پـــا بزند...
"مخاطب خاص"
+ اونی که از من گذشت،واسه من درگذشت! روحش شاد یادش محو!!
برچسب: نویسنده: golchin تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 17:00